12 ـ 26 مربوط به نيمه اول سدهٴ سوم پم؛ و
صحيفهٴ دانيال 2: 4 ب ـ 7 : 28، مربوط به نيمهٴ اول سدهٴ دوم پم (مقدمه 1، 175).
با توجه به قداست منسوب به زبان عبري و لزوم تفسير آثار مقدس با نهايت دقت، عجيب است كه شكل گرفتن دستور زبان مدت زيادي طول كشيد. بيشك، تلاشهاي مربوط به تثبيت متن رسمي و سپس مصوب ساختن آن، مستلزم بررسيهاي دستوري بود. احتمالاً قديمترين نوشتهٴ دستوري
سِفِر هَـه ـ نِقُد تأليف اَشي (پنجم ـ 1)، نخستين محرر تلمود بابلي بود؛ و درحدود 600 در فلسطين جزوهاي در 21 فصل دربارهٴ چگونگي نوشتن طومارهاي
تورات تأليف شد، بهنام سوفريم. كار عظيم ماسوريات قرنها بعد يعني در اوايل سدهٴ دهم به دست بن عاشر تبرياسي براساس سنت فلسطيني (يا غربي كه در نسخههاي چاپي ادامه يافته است) و توسط بن نفتالي براساس سنت بابلي (يا شرقي) تكميل شد. (مقدمه 1، 614).
عليرغم همهٴ اين زحمات زياد، تاوقتيكه فضلاي يهودي اطلاعات كافي از نحويان عربي بهدست نياورده بودند، بررسي علمي زبان عبري به جايي نرسيده بود و حتي ميشود گفت شروع نشده بود.
همينكه توانستند ملاحظات منطقي و لغوي آنان را دريابند، به پيشرفت سريع نايل شدند. بلوغ ذاتي دستور زبان عبري، كه تنها نيازمند مقداري تحريك خارجي بود تا تحقق يابد، در وضعي قرار گرفت كه در دو مسير موازي جدا از هم رشد كرد، ربّـاني (يا درستدين) و قرائي.
از آنجا كه دومي ظاهراً اندكي جلوتر آغاز شد و رويهمرفته اهميت كمتري دارد، بهتر است اول آن را توصيف كنيم. قرائيه به وسيلهٴ حنانبن داود (هشتم ـ 2)، به وجود آمد و هنگامي كه نخستين نحوي قرائي، يعني ناسيبن نوح در حوالي سدههاي هشتم / نهم در بصره و سپس در بيتالمقدس برآمد، احتمالاً نهضت قرائي هنوز آغاز نشده بود
(دايرةالمعارف يهود 9، 314، 1905). بهزودي يوسف بن بَحتَوي بابلي ملقب به مِدَقْدِق (نحوي) و قرقساني (دهم ـ 1)، كه بيشتر دايرةالمعارفنويس و متكلم بود تا نحوي، ولي ميتوانست ذهن فعالش را در هر زمينهاي بهكار اندازد،1 اين كار را دنبال كردند. پيشاز پايان همان قرن قرائيه در زمينهٴ دستور زبان به شكوفايي دست يافته بودند و فرهنگ عبري سهل بن مَضليَح (دهم ـ 2) و
واژهنامهٴ داود بن ابراهيم فاسي (دهم ـ 2) پديد آمده بود. اندكي بعد دوباره به قرائيه ميپردازيم.
درستدينان يهودي مساعي لغوي تازهشان را در مدرسهٴ بابلي سورا به پيشوايي سعدياي جايون (دهم ـ 1) آغاز كردند. اغلب سعديا را (نه كاملاً بهدرستي) بنيانگذار زبانشناسي علمي
1. در كتابش بهنام كتاب الانوار و المراقب، كه لئون نموي آن را چاپ كرده (1939 ـ 1943؛ ايسيس 33، 89، 357؛ 35، 57)، اشارات لغوي زيادي وجود دارد، مثلاً دربارهٴ قلب حروف صدادار، اثر حرف تعريف بر اسم، زمانها، تفسير كلمات عبري و اشعار
كتاب مقدس، انتقاد از ديگران دراين مورد كه زبانشناسي را خوش ندارند (مالاتَحْمَلُهُ اللُغَه).